کسب محبوبیت دکتر قالیباف بین نسل Z

تحلیل تغییر لحن محمدباقر قالیباف در شبکه اجتماعی ایکس؛ از ادبیات رسمی و حاکمیتی تا استفاده از میم‌ها و زبان نسل Z در جنگ روایت‌ها.

در روزهایی که فضای رسانه‌ای کشور زیر سایه‌ی جنگ تحمیلی سوم قرار گرفته، یکی از چهره‌هایی که بیش از قبل در صحنه‌ی فضای مجازی دیده شد، دکتر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی بود. او مثل بسیاری از مسئولان تراز اول نظام، فقط به میدان سیاست رسمی اکتفا نکرد و تلاش کرد در عرصه‌ی رسانه‌ای هم وارد کارزار شود؛ کارزاری که این روزها بیش از هر زمان دیگری در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر) معنا پیدا کرده است.

شروع کلاسیک؛ همان ادبیات آشنا

در آغاز این حضور، لحن قالیباف کاملاً در امتداد همان ادبیات مرسوم سیاسی و حاکمیتی بود؛ ادبیاتی رسمی، صریح و مبتنی بر پاسخ‌گویی به مواضع و فضاسازی‌های دشمن صهیونیستی ـ آمریکایی. در این فاز، هدف اصلی روشن بود: تثبیت روایت رسمی، نمایش اقتدار، و پاسخ دادن به یاوه‌گویی‌هایی که در آن سوی میدان تولید می‌شد.

ویزگی‌های ادبیات و سبک صحبت مسئولین و مقامات:

  • استفاده از کلیدواژه‌های تثبیت‌شده سیاسی
  • تأکید بر مفاهیمی مثل اقتدار، امنیت و مقاومت
  • فاصله گرفتن از هرگونه ابهام یا طنز
  • تمرکز روی «بیانیه» به جای «تعامل»

در واقع، این همان مدلی است که سال‌ها در فضای رسمی کشور جواب داده؛
مدلی که برای انتقال پیام به نخبگان، رسانه‌های رسمی و بدنه‌ی سیاسی طراحی شده، نه لزوماً برای کاربر عادی شبکه‌های اجتماعی.

نقطه چرخش؛ وقتی زمین بازی عوض شد!

اما در ادامه نکته‌ای که این حضور را از یک فعالیت معمول سیاسی جدا می‌کند، تغییر تدریجی در سبک بیان اوست. قالیباف در ادامه، به‌وضوح از همان چارچوب کلاسیک فاصله گرفت و به سمت زبانی رفت که برای نسل جوان‌تر، به‌ویژه نسل Z، آشناتر و قابل‌لمس‌تر است. این تغییر فقط یک تغییر ظاهری نبود؛ بلکه نشانه‌ای از فهم جدید نسبت به جنگ رسانه‌ای بود. فهمی که می‌گوید امروز، صرفِ حرف درست زدن کافی نیست؛ باید آن حرف را در قالبی گفت که دیده شود، فهمیده شود و در ذهن بماند.

قالیباف در این فاز، چند تغییر مهم را در سبک خودش ایجاد کرد:

۱. استفاده از میم‌ها و ارجاعات فرهنگی

میم‌ها، زبان مشترک اینترنت هستند.
وقتی یک سیاستمدار از این زبان استفاده می‌کند، در واقع دارد خودش را وارد گفت‌وگوی غیررسمی کاربران می‌کند.

این کار دو نتیجه دارد:

  • شکستن فاصله رسمی با مخاطب
  • افزایش احتمال وایرال شدن محتوا

۲. کنایه به جای تقابل مستقیم

به جای پاسخ‌های مستقیم و بیانیه‌گونه، در برخی موارد شاهد کنایه‌های زیرپوستی هستیم.

این مدل بیان:

  • مخاطب را درگیر می‌کند
  • حس «کشف معنا» ایجاد می‌کند
  • و باعث می‌شود محتوا بیشتر در ذهن بماند

۳. طنز کنترل‌شده

نه طنز لوده، نه شوخی بی‌هدف؛
بلکه طنزی که در خدمت پیام است.

این دقیقاً همان چیزی است که در فضای شبکه‌های اجتماعی جواب می‌دهد:
پیام جدی، در قالبی سبک‌تر.

این‌جا دیگر فقط با یک مسئول رسمی روبه‌رو نبودیم که بیانیه منتشر می‌کند؛ بلکه با چهره‌ای مواجه بودیم که تلاش می‌کرد خودش را در زمین بازی جدید رسانه‌ای تعریف کند. زمینی که در آن، سرعت، اختصار، طعنه، تصویر و ارجاع فرهنگی، گاهی از یک متن رسمیِ بلند اثرگذارتر است.

این تغییر لحن، از یک زاویه، یک هوشمندی رسانه‌ای است. چون سیاستمداری که بخواهد در ذهن مخاطب امروز بماند، ناچار است زبان مخاطب را یاد بگیرد. مخاطب امروز، مخصوصاً در فضای مجازی، با نثر سنگین، شعارهای کلی و جمله‌های کاملاً رسمی ارتباط عمیقی برقرار نمی‌کند. او دنبال نشانه است؛ دنبال اشاره‌ی کوتاه، طنزِ کنترل‌شده و پیامی که در ظاهر ساده اما در باطن هدفمند باشد.

چرا این تغییر مهم است؟

ممکن است در نگاه اول، این تغییر صرفاً یک «ترفند رسانه‌ای» به نظر برسد.
اما واقعیت این است که پشت آن، یک درک مهم وجود دارد:

مخاطب عوض شده است.

مخاطب امروز:

  • حوصله متن‌های طولانی و رسمی را ندارد
  • به سرعت از محتوا عبور می‌کند
  • و بیشتر از هر چیز، با «حس» ارتباط می‌گیرد، نه فقط با «اطلاعات»

در چنین شرایطی، اگر یک مسئول نتواند خودش را با این فضا تطبیق دهد، عملاً از بازی حذف می‌شود. حتی اگر حرف درستی بزند!

از این منظر، قالیباف در این دوره نشان داد که دست‌کم در سطح فرم، متوجه تغییر ذائقه‌ی مخاطب شده است. او سعی کرد از قاب سیاست کلاسیک بیرون بیاید و وارد فضای زبانی‌ای شود که در آن، سیاست فقط با واژه‌های رسمی معنا نمی‌شود، بلکه با ریتم، لحن و حتی کنایه هم به خورد مخاطب داده می‌شود.

جنگ روایت‌ها؛ جایی که فرم از محتوا جدا نیست!

یکی از اشتباهات رایج در تحلیل فضای سیاسی این است که فکر می‌کنیم «محتوا» از «فرم» جداست.
در حالی که در فضای رسانه‌ای امروز، این دو کاملاً در هم تنیده‌اند.

یعنی چه؟

یعنی اگر همان پیام درست را:

  • در قالب اشتباه بگویی = دیده نمی‌شود
  • در زمان اشتباه بگویی = اثر ندارد
  • با لحن اشتباه بگویی = حتی ممکن است نتیجه معکوس بدهد

قالیباف، با این تغییر لحن، نشان داد که حداقل در این مقطع، این واقعیت را درک کرده.

البته این تغییر، فقط یک نمایش رسانه‌ای ساده نیست. در شرایطی که جنگ امروز، جنگ روایت‌هاست، هر مقام سیاسی برای اثرگذاری باید بتواند هم در سطح رسمی سخن بگوید و هم در سطح شبکه‌های اجتماعی حضور داشته باشد. چون امروز، نبرد فقط در اتاق‌های تصمیم‌گیری نیست؛ در تایم‌لاین‌ها، هشتگ‌ها، ری‌اکشن‌ها و بازنشرها هم جریان دارد.

به همین دلیل، حضور قالیباف در ایکس را می‌توان نمونه‌ای از تلاش یک چهره‌ی حاکمیتی برای انطباق با قواعد جدید ارتباطی دانست. او از زبان خشک سیاسی به سمت زبانی رفت که برای نسل جدید قابل‌هضم‌تر است؛ زبانی که هم می‌تواند جدی باشد و هم با چاشنی طنز و کنایه، اثرگذاری بیشتری ایجاد کند.

آیا این تغییر کافی است؟

اینجا باید کمی صادقانه‌تر نگاه کنیم. تغییر لحن، قدم مهمی است. اما کافی نیست.

چرا؟

چون مخاطب نسل جدید، خیلی سریع «مصنوعی بودن» را تشخیص می‌دهد. اگر این تغییر فقط در سطح فرم بماند و به عمق نرسد، خیلی زود اثرش را از دست می‌دهد.

برای اینکه این مسیر موفق باشد، چند شرط لازم است:

  • تداوم در سبک (نه تغییر مقطعی)
  • هماهنگی بین پیام و عمل
  • درک واقعی از فرهنگ دیجیتال، نه تقلید سطحی
  • و مهم‌تر از همه، صداقت در ارتباط

در نهایت، این تحول را باید بخشی از یک واقعیت بزرگ‌تر دانست: سیاست در عصر جدید، بدون رسانه‌ی جدید، لنگ می‌زند. و اگر یک مسئول بخواهد در جنگ روایت‌ها دیده شود، باید بداند که مخاطب امروز فقط به محتوا نگاه نمی‌کند؛ به فرم بیان، لحن، هوشمندی رسانه‌ای و حتی به میزان نزدیکی آن به زیست دیجیتال خودش هم حساس است.

قالیباف، آگاهانه یا ناآگاهانه، وارد همین مسیر شد؛ مسیری که از ادبیات رسمی شروع می‌شود اما برای ماندن در ذهن مخاطب، ناچار است به زبان نسل Z، میم، طعنه و کنایه هم سر بزند.

نظرات

سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

برای ارسال نظر لطفا ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.